تبليغاتX
بیا دستمالی بگیریم در باد
بیا دستمالی بگیریم در باد
در نبنديم به روي سخن زنده ي تقدير كه از پشت چپرهاي صدا مي شنويم
برای "کودک درون" خودم که خیلی بی پناهه

آه ای معصومیت  زیبای دوران کودکی ، تو را در پیچ و خم کدامین جاده  این زندگی از دست دادم؟

بازآ ی و دل تنگ مرا مونس جان باش         

که بی تو خاموش و سرد و لرزان از گناهان بی شمارم. آنقدر که حتی روی نیاز به درگاه حضرت دوست هم نتوانم برد.

 

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 16:26  توسط نگار | 
تصویری از زیباترین و خالصانه ترین عشقهای عالم

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 16:14  توسط نگار | 
تشکرات قلبی من رو پذیرا باشید
از همه دوستانی که با صرف وقت و نوشتن نظرات دلگرم کننده شون منو در این راه تشویق می کنن ممنونم. راستش وقتی می خوام میل بزنم و جواب هرکسی رو جداگانه بفرستم صفحه outlook express باز می شه و بعدش هم error میده. اینه که هنوز نتونسته ام برای کسی ایمیل بدم. باید سر فرصت از یاهو این کار رو بکنم. در هر صورت شما همگی من رو شرمنده خودتون کرده اید. مرسی . این گلهای زیبا رو به همه شما بازدیدکنندگان عزیز بخصوص لیلای نازنینم تقدیم می کنم

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 16:10  توسط نگار | 
غنیمتی ست تو را داشتن معصوم با صفای من

غنیمتی ست تو را داشتن.

در این گذار، که بر وحشت است و بر ظلمات،

شبِ سترونِ دلگیر

از زنجیر می گذرد.

فدای گیسویت ، اما:

تو با منی  و

تو تا با من باشی

شب از نوازشِ گیسویت ،

از حریر می گذرد.

تو از کدام افق می آئی

که پاکبازتر از خورشیدی؟

صنوبری چو تو چون می روید

در پلشتی یِ  این لوش و لاشه زار خدا را؟

بگو بدانم:

کدام گوشهء این خاک پاک مانده ،

                                         نگارا؟

شب از کدام سو می وزد

که روشنم من و تاریک ،

و از ستاره و غم سرشارم؟

-       آه،

                                          باری،

                                                  بگذریم...

به سوی من چو  می آئی،

تمام ِ تن تپش و بال می شوم.

چو در تو می نگرم،

زلال می شوم.

سخن چو می گوئی ،

آفتاب برمی آید؛

و می پذیرم من

که هیچ زشت و دروغ و دغا نمی پاید؛

و می سرایم ، با نائی از سکوت ،

که مولوی حق داشت

هماره عاشق بودن را

                             هماره بسراید.

شعر از: اسماعیل خوئی

2 نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 20:9  توسط نگار | 
این مطلب رو نزدیکای عید 84 از یه وبلاگ برداشته ام ولی متأسفانه اسم وبلاگش یادم نیست .

دعای من سر سفره هفت سین برای شما !

برای آسانی دسترسی و برنخوردن به بعضی ها دسته بندی سنی را انتخاب می کنم! ولی درکل همه را بخوانید ضرر ندارد.

نوزادان و نوزاران!

·        - امیدوارم والدینتان آنقدر درآمد داشته باشند تا بتوانند از عهده شیر خشک و پوشک و ... برآیند

·        - امیدوارم آنقدر با ظرفیت باشید تا استعداد نوزاریتان را کمتر نشان دهید

·        - امیدوارم مادرتان سوسول نباشد تا پس از زایمان، شما را کاملاً به پدرتان تحویل داده و از شما لبخند تحویل بگیرد

·        - و در پایان امیدوارم نوزاریتان از سر سلامت باشد و نه چیز دیگر تا در جوانی شاداب باشید. توصیه من این است که اگر چیزی غیر از شیر مادر به شما حوالت دادند به جدّ زار بزنید. تا هم خود سالم بمانید هم دعای خیر پدر،  بدرقه راهتان بیشتر باشد.

کودکان (3 تا 7 سال)

·        امیدوارم شانس بیاورید و تا 5 سالگی به مهدکودک رهنمون نشوید. ولی لازم است تا حداقل به پیش دبستانی بروید تا وقتی سالهای بعد خواستید به پیش دانشگاهی بروید هول نشوید و بتوانید پیش نیازهای دانشگاهتان را به خیر و خوشی بگذرانید. تا می توانید خوب بخورید و بخوابید چون وقت تنگ است.

کودک و نوجوان ( 7 تا 15 سال)

·        امیدوارم معلم اول دبستانتان خوب باشد. من که شانس آوردم و معلم سال اولم مادرم بود که تا عمر دارم علاوه بر مادری برای معلمی اش دعایش می کنم. معلم سال اول می تواند درسخوان، خوش خط ، مرتب و ... بارتان بیاورد و یا ....

·        باقی را درس بخوانید، ورزش کنید ( سعی کنید یک رشته را پیگیری کنید)، کامپیوتر و زبان انگلیسی منسجم و همراه با کلاسهائی مثل کانون زبان ایران، پویش و ... فراموش نشود.

·         سعی کنید هُرهُری نباشید اعتقاد پیدا کنید به چیزی و به آن پایبند باشید، ولو اینکه بعدها پی ببرید غلط است.

·        تمرین اجتماعی بودن را شروع کنید، سعی کنید با کارهای گروهی پیوند بخورید و در آن صداقت، صراحت، مشارکت، مداومت و مجاهدت بسیار کنید. [ می گویند یک ایرانی می تواند کار سه چینی را انجام دهد ولی برخی اوقات که کار گروهی می شود سه ایرانی کار یک چینی را انجام نمی دهد!] از اجتماعی شدن (socialization) در زندگی آینده سود فراوان خواهید برد، در کشورهائی مثل آمریکا نوجوانان و جوانان را در کارهائی به کار می گمارند تا اجتماعی شوند و جالب است بدانید بهترین شغل را در این ایام " میز پاک کردن رستوران" (busboy) می نامند. اینگونه کارها را تا 18 سالگی ادامه دهید و آنرا تخصصی کنید و بر حرفه ای متمرکزکنید تا خیالتان فقط در گرو قبولی دانشگاه، هول نزند.

·        استعداد هنری خود را کشف کنید شاید صدایتان خوب باشد، شاعر خوبی باشید یا .... آنرا پرورش دهید.

جوانان ( 15 تا 25)

·        توصیه های نوجوانی بالا  +  ..... اگر میخواهید دانشگاه بروید از همین اول دبیرستان به فکر باشید. دروس را خلاصه برداری کنید با روش صحیح،  حتی با کلاسهای تندخوانی و روشهای مطالعه. چون بتدریج حجم دروستان بالا می رود و اگر درست عمل نکنید دچارمشکل می شوید. سعی کنید نمونه سئوالهای امتحانی را پیدا کنید نه حل المسائل دروس را. تست بزنید و با سئوالهای کمی مشکل، ذهنتان را پرورش دهید. مفهومی یاد بگیرید نه فقط حفظی.

·         من در کلاسهای درسم چه در کلاسهای ویژه کنکور چه در کلاسهای تدریس در دانشگاه سعی می کنم به هر دو شیوه حفظی و درکی تدریس کنم و حتی حفظیها را درکی کنم و یاد بدهم. اگر به درسی علاقه ندارید در ذهن خود تلقین کنید دوستش دارید و ....

·        اگر رشته های کار و دانش را از سر علاقه انتخاب کنید زودتر جذب بازار کار خواهید شد. یادتان باشد مملکت ما کاردان خوب کم دارد نه کارشناس!

·        معصومیت این دوران را ارزان نفروشید. لذّت گناه یک لحظه است و شاید دامنگیری و پشیمانی آن یک عمر، پس عمرتان را ارزان نفروشید. سعی کنید بزرگی را بعنوان سر مشق و الگوی خود انتخاب کنید. به ایرانی بودن خود که نتیجه هزاران سال مجاهدت است افتخار کنید و سرزمین و آبا و اجداد خود را نیک بشناسید و در این راه تحقیق و مطالعه کنید و مطمئن باشید تا آخر عمر هم اگر تحقیق کنید وقت کم است و حکایت بسیار.

·        اگر زبان انگلیسی و کامپیوتر خود را تاکنون تقویت نکرده اید دارد کم کم دیر می شود! تا می توانید ورزش و کارهای هنری کنید.

·        قبولی کنکور مبارکتان! ولی باور کنید همه راههای سعادت از دانشگاه نمی گذرد! مرد باید فن و حرفه بلد باشد با چاشنی غیرت، تعصب، پشتکار و مردانگی. اگر از این جوانان نازنازی، مامانی، سوسول و ... هستید که هنوز رنگ پیراهنتان را مادرتان می گوید یا نمی توانید یک هفته از پس چرخاندن(همان اداره کردن!) خانه ( آشپزی، نظافت و...) برآئید، خیلی برای شما بد است. بد نیست به فکر یک دوره سربازی باشید تا .... شوید یا یک رشته تحصیلی دانشگاهی در شهری همین نردیکیهای خودتان.

·        این را آویزه گوشتان کنید که هر کاری بادیگران کردید روزی به سرتان می آید! دست بالای دست بسیار است و قلندر هوشیار. یک سوزن به خود بزنید بعد از آن یک جوالدوز به مردم، یا اصلاً چیزی بد به مردم نزتید. غرور جوانی نباید سدی برای احترام به والدین و رفتار نیکو باشد بلکه آنرا به حمیُت تبدیل کنید. تعصّب خوب است، نه از نوع جاهلانه و ترقی کردن هم خوب ولی نه از کول مردم بالا رفتن! کسی هم با درستی یک شبه پولدار نمی شود. اگر در ایران  معدود(!!!) آدمها رامی بینید اولاً قانون درست و حسابی نداریم  ثانیاً آنهم که داریم مجری اش توجیه نیست و ....

ازدواج

مبارکتون باشه و به پای هم پیر شید.( منظورمان این است که به کمال بیشتری برسید)

 امّا اگر هنوز اردواج نکرده اید:

·        اول: زندگیهای خوب را ببینید و دقت کنید و الگو بگیرید

·        دوم: مرد یا زن بودن واقعی را بیاموزید

·        سوم: زندگی اجتماعی و کسب در آمد مکفی را تجربه کنید ( بلوغ فکری + توانائی مالی )

·        چهارم: کمی از ابرهای خیال سُر بخورید بیائید پائین تا با واقعیتها بهتر دست و پنجه نرم کنید

·        پنجم: به نصیحتهای خیر خواهانه گوش کنید و نه حسودانه! حداقلهای خود را برای زندگی تعریف کنید نه حداکثرها را، آنها را  با همسرتان پیدا خواهید کرد. اصلاً هدف خود را برای ازدواج معیّن کرده اید؟

·        ششم: عالی تحقیق کنید هم در پیدا کردن شریک زندگیتان و هم در اینکه چگونه پیدا کردن و ملاک ها را جمع و جور کردن را یاد گرفتن.

·        هفتم: اینقدر فس فسی نباشید، جوان سالم و صالح و شرایط تشکیل خانواده داشتن کم گیر می آید پس معطل نکنید ولی مراقب باشید از حول(هول) حلیم توی دیگ نیفتید!

میانسالان و پیران

·        فقط می توانم دعایشان کنم و آرزوی سلامتی و ذلیل نشدن و درخواست دارم دعایم کنند. و برای رفتگان خودم و شما و مخصوصاً تازه رفتگان "فاتحه مع الصلوة".

 

 از کسانی که این مطلب رو می خونن و اسم وبلاگ نویسنده مطلب رو میدونن خواهش می کنم یه خبری بهم بدن تا اصل امانت رو رعایت کرده باشم.

2 نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 19:41  توسط نگار | 
رفع مشکل بوت نشدن ویندوز XP

دو فایل اصلی که برای بوت شدن سیستم عامل XP  ضروری هستند عبارتند از : NTLDR  و BOOT.INI . در اینجا روش ساختن یک دیسک نجات را شرح می دهیم:

یک دیسکت سالم و فرمت شده را درون درایو فلاپی قرار داده سپس از منوی START پنجره RUN را باز کرده ، عبارت CMD را تایپ کنید و سپس کلید ENTER را فشار دهید.

حال در پنجره باز شده به ترتیب دستورهای زیر را تایپ کرده و بعد از تایپ هر خط، کلید ENTER را بزنید.

XCOPY  C:\BOOT.INI  A:/H

XCOPY  C:\NTDETECT.COM  A:/H

XCOPY  C:\NTLDR  A:/H

از این به بعد اگر پس از روشن کردن کامپیوتر با پیغام از دست رفتن یا آسیب دیدن یکی از این دو فایل مواجه شدید دیسکت نجات را درون درایو فلاپی قرار داده و bios را طوری تنظیم کنید که کامپیوتر از فلاپی بوت شود، سپس وارد محیط ویندوز می شوید. (منظور همان تنظیم setup سیستم هست) .

اکنون از منوی START پنجره RUN را باز کرده، عبارت CMD را تایپ کرده و کلید ENTER را فشار می دهیم.

حال در جلوی خط فرمان تایپ می کنیم:

XCOPY  A:\*.*  C:/H

اکنون سیستم شما تعمیر شده است. دیسکت را از درایو فلاپی خارج کرده و کامپیوتر را دوباره راه اندازی کنید.

 

کاربران عزیز ویندوز ایکس پی:  امیدوارم این مطلب براتون مفید واقع شده باشه.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 23:53  توسط نگار | 
یک خبر جالب در مورد کوچکترین قرآن جهان
کوچکترین قرآن جهان در 600 صفحه و به اندازه 2 در 1 میلیمتر توسط خانزاده ، طراح و نویسنده  این قرآن به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اهدا شد. این شخص در دانه برنج ، تار موی سر و دانه شکر ، کلمات الله اکبر و بسم الله الرحمن الرحیم را حک کرده است. گفتنی است این نوشته ها با مداد و چشم غیر مسلح نوشته شده است.
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 23:51  توسط نگار | 
قلبم برای تو
 
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 20:59  توسط نگار | 
اینم یه منظره بهاری زیبا واسه حظ بصر

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 17:46  توسط نگار | 
اینم یه هدیه معنوی کوچولو برای عزیزانم:

ای مهربانتر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره، در چشم جویباران

 

آئینهء نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران

 

بازآ که در هوایت خاموشی جنونم

فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران

 

ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز

کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران

 

گفتی: «به روزگاران مهری نشسته در دل» گفتم:

« برون نمی توان کرد حتّی به روزگاران»

 

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زینگونه یادگاران

 

وین نغمهء محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران

 

شعر از: محمد رضا شفیعی کد کنی

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 15:27  توسط نگار | 
اطلاعات مفید کامپیوتری

از کار انداختن شماره گيری خودکار ..

اگه ويندوز XP داشته باشيد، ميدونيد که xp عادت بدي که داره اينه که مرتبا پيامي نشون ميده که بايد به اينترنت وصل بشين و وقتي cancel اش هم ميکني چند لحظه بعد دوباره نشونش ميده .ولي خيلي ساده ميتونيد اونو غير فعال کنيد...

از control panel ، گزينه Administrative tools رو انتخاب کنيد و سپس روي Services کليک کنيد...

در صفحه اي که مياد يه گزينه هست به نام Remote access auto connection manager . اين گزينه رو انتخاب کنيد و روي stop (سمت چپ صفحه) کليک کنيد.

 

اضافه كردن Copy to و Move to به رايت كليك موس

1-ابتدا رجيستري ويندوز را باز مي كنيم(بوسيله تايپ Regedit در گزينه Run از منوي Start)

2-به ترتيب وارد پوشه هاي HKEY-classes-rootDirectoryShellex مي شويم

3-بر روي پوشه ContextmenuHandlers رايت كليك كرده وسپس گزينه New و پس از آن گزينه Key را انتخواب كنيد و اسم آنرا Copy to بگذاريد

4-در قسمت سمت راست بر روي (Default) دوبار كليك كرده و در قسمت Value data عبارت:
{C2FBB630-2971-11d1-A18C-00C04FD75D13}
را بنويسيد

5-پوشه ديگري مطابق دستورالعمل 4 بسازيد ولي اين بار نام آنرا Move to بگذاريد و مانند قسمت قبل بر روي (Default) دوبار كليك كرده و در قسمت Value data عبارت:
{C2FBB631-2971-11d1-A18C-00C04FD75D13}
را بنويسيد

6-كامپيوتر را Restart كنيد.
اینا رو از یه وبلاگ دیگه پیدا کردم.
راستی اگه خواستید توی Media player از یه قسمتی از فیلم عکس بگیرید کافیه که اول روی دکمه pause کلیک کنید بعد هم ctrl+I رو بزنید تا پنجره مربوط به ذخیره تصویر ظاهر بشه. این رو دیگه قبلاً خودم امتحان کرده بودم.
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 14:21  توسط نگار | 
چطور بر جذابیت خود بیفزاییم

یکی از مهمترین رازهای ماندگاری شخص در یاد و ذهن اطرافیان داشتن شخصیتی جذاب است و قبل از هر چیز باید بدانیم که جذابیت چیزی غیر از زیبایی است. شخص می تواند  صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و همچنین می تواند بسیار زیبا باشداما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی یک ویژگی کاملاً اکتسابی است  و به راحتی می توانیم صاحب آن باشیم:

1-    ظاهری آراسته داشته باشید.

تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می افتند و خود را به شکل های عجیب و غریبی درست می کنند. مهمترین مسأله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن؛ حتی حرفهای قشنگ ، مثبت و تأثیرگذار شمارا ضایع می کند. فرزندی که همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می بیند، ظاهر آراسته فرد ناآشنا او را نمی فریبد. چون ممکن است جذب ظاهر آراسته کسی شوند که تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.

2-    بیشتر سکوت کنید:

غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب تر شوند، بیشتر شلوغ می کنند و به خطا می روند. سکوت، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می گذارد . در سکوت ، فرد پیرامون خود خلأ ایجاد می کند و هر خلأیی ، جذب را سبب می شود. آنها که بیشتر صحبت می کنند و کمتر می شنوند از جذابیت خود می کاهند ، حال آنکه سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل تر و قابل اطمینان تر معرفی می کند و این زمینه ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است.

3-    نرم و ملایم سخن بگویید:

هنگامی که نرم و ملایم صحبت می کنید افراد را جذب خود می کنید و به راحتی می توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم های خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان کردن نیستند.

4-    فرد محترمی باشید:

بی احترامی به خود، به دیگران و بی احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می زند. محترم و مؤدب و با شخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می شوید.

5-    زیاد شوخی نکنید اما بسیار تبسم کنید:

شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می کاهد چراکه شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می برد . متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می بخشد. در تبسم، سنگینی و متانت و جذابیت نهفته است.

6-    قاطعیت یعنی جذابیت:

کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش های معینی دارند ، بی استثنا می توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت هایی جذاب و تأثیر گذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می زند.

آسان بود، اینطور نیست؟ امیدوارم همه ما بتونیم افراد جذابی باشیم. 

خوب اینم از پند و اندرز امروز که از یک مقاله در روزنامه برداشت شده بود. بالاخره گاهی هم از این مطالب باید بنویسم .ممکنه برای خیلیها مفید باشه.بازم برمی گردم...

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 10:24  توسط نگار | 
اول دفتر به نام ایزد یکتا

بیا دستمالی بگیریم در باد

و حجم نفسهای دریا و گل را بسنجیم

بیا مثل ایهام سرشار باشیم

به پاس شقایق که پیراهنی ارغوانی به تن کرد

گلوگاه گل را ببوسیم

بیا مثل لبخند ، زیباترین حرفها را بگوییم

چه زیباست روزی

که دلشوره های گل سرخ پایان پذیرد

و مهتاب

با گامهایی طلایی

چراغی فرا راه یاران بگیرد.

سلام بر همه کسانی که این سطور رو می خونند. مهم نیست که اولش چی اینجا نوشته بودم ولی الان بعد از مدتها دارم ویرایشش می کنم.  اینجا قراره من حرفهای تنهاییم رو بنویسم. درد دل کنم. دلتنگی کنم. و از چیزایی بگم که دل تنگم می خواد. نکته های روانشناسی، ادبی، عرفانی. خلاصه هرچی دلم می خواد و تا امروز گوش شنوایی برای شنیدنش پیدا نمی کردم. تا قبل از اینکه به این کار رو بیارم خیلی احساس تنهایی می کردم. چون خیلی چیزا دلم می خواست بگم ولی کسی نبود که گوش کنه. یعنی شاید هم بوده ولی من دلم نمی خواسته براشون بگم. حالا بعد از چندین سال انتظار این راه رو پیدا کرده ام : این قسمت کوچیک از دنیای گستردۀ اینترنتی رو در اختیار گرفته ام و هرچه می خواهد دل تنگم اینجا می نویسم.

بگذارید اول نظرم رو راجع به زندگی بنویسم:

 به قول سهراب:

زندگی رسم خوشایندی است.

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،

پرشی دارد اندازه عشق.

زندگی چیزی نیست که لب طاقچِهء عادت از یاد من و تو برود.

زندگی جذبهء دستی است که می چیند.

زندگی نوبر انجیر سیاه، در دهان گس تابستان است.

زندگی ، بُعد درخت است به چشم حشره.

زندگی تجربهء شب پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشهء مسدود هواپیماست.

خبر رفتن موشک به فضا،

لمس تنهایی «ماه» ،

فکر بوئیدن گل در کره ای دیگر.

 

زندگی شستن یک بشقاب است.

 

زندگی یافتن سکهء دهشاهی در جوی خیابان است.

زندگی « مجذور» آینه است.

زندگی گل به «توان» ابدیت،

زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما،

زندگی «هندسهء» ساده و یکسان نفسهاست.

هرکجا هستم ، باشم ،

آسمان مال من است.

پنجره ، فکر، هوا ، عشق ، زمین مال من است.

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت؟

 

برای امروز دیگه کافیه. به خدای مهربون می سپارمتون. مواظب خودتون باشین.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 18:30  توسط نگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام بر همگی . شعری که باعث شد من اسم وبلاگم رو از اون اقتباس کنم اینجا می نویسم چون به اندازه کافی گویای همه حرفهای دل من هست. متشکرم که به اینجا سر زدید.
-- نگار ------------
بیا دستمالی بگیریم در باد
و حجم نفسهای دریا و گل را بسنجیم
بیا مثل ایهام سرشار باشیم
به پاس شقایق که پیراهنی ارغوانی به تن کرد
گلوگاه گل را ببوسیم
بیا مثل لبخند ، زیباترین حرفها را بگوییم
چه زیباست روزی
که دلشوره های گل سرخ پایان پذیرد
و مهتاب
با گامهایی طلایی
چراغی فرا راه یاران بگیرد.

نوشته های پیشین
بهمن 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
پیوندها
حرفهایی هم برای خودم. هم برای تو
  شب رویایی
  آپاتیه دیروز - آباده امروز
  صد سال تنهایی
  ترانه چین
  معلم
  کلبه کوچک قلبم
  چند قدم نزدیکتر به خدا
  وبلاگي در مورد رياضيات - دوست عزيزم ناهيد
  کوچولوها
  او بود و او نبود
  رازیانه --> حتما ببینید
  شهر خاموش
  نقطه سر خط
  ژورنالیست بی قلم
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


مفتخرم از اينكه چند دقيقه اي با من و افكارم هستي

*
*
*
*
*
*
*