تبليغاتX
بیا دستمالی بگیریم در باد
بیا دستمالی بگیریم در باد
در نبنديم به روي سخن زنده ي تقدير كه از پشت چپرهاي صدا مي شنويم
پراکنده گویی
سلام. اولین مطلبی که می خوام بنویسم در مورد طرح مبارزه با بد حجابیه که به نظر من کار مفیدیه به شرط اینکه به افراط کشیده نشه و برخوردها هم مودبانه و صحیح باشه. اینم لینکش که تصاویر جالبی داره : تصاویری در مورد شروع طرح مبارزه با بدحجابی

مطلب بعدی چندتا متن جالبه که خواهر زاده عزيزم برام فرستاده :

  • اگه خواستي يه ساعت شاد باشي چرت بزن. اگه خواستي يه روز شاد باشي به گردش برو. اگه خواستي يه هفته شاد باشي به مسافرت برو. اگه خواستي يه ماه شاد باشي ازدواج كن. اگه خواستي يه سال شاد باشي ثروت به ارث ببر. اگه خواستي در كل زندگي شاد باشي ياد بگير كه به آنچه انجام ميدي عشق بورزي.

 

  • تفاوتهاي خون و اشک 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه . 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد. 3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه. 4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه. 5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه. 6.جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه

اينم بامزه است:

  • ميدوني فرق تو با عزرائيل چيه؟ اگه عزرائيل رو ببينم مي ميرم ولي اگه تو رو نبينم مي ميرم.

این مطلب رو هم برای حسن ختام انتخاب کرده ام:

تقدیم به همه دوستانی که مثل خودم از شعرهای زیبا لذت می برند


زیر باران ....

هنوز بوی هم نفسی یادم هست

و روزهایی که سرشار از هیجان و التهاب بود.

صورتهایی سرخ از سرما

نگاههای خیس و لباسهای خیس

و بارانی بی مهابا،که همه چیز را با خود می بُرد.

چرا ایستادم ؟

چرا نفهمیدم ؟

که چگونه ثانیه ها مرا با خود می برند

و انبوه خاطرات  است که برایم باقی می ماند.

خاطراتی که آهی سرد و تبسمی نیم خورده بر جای می گذارند

و میروند تا ناکجای هستی .....

حالا صدای آمدن می آید اما چه مبهم ! یا شاید صدای رفتن ؟

فقط می دانم که باید ایستاد و به آوایی از دوردست گوش سپرد

که نمیدانمِ هستی را مدام تکرار می کند ...

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 20:16  توسط نگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام بر همگی . شعری که باعث شد من اسم وبلاگم رو از اون اقتباس کنم اینجا می نویسم چون به اندازه کافی گویای همه حرفهای دل من هست. متشکرم که به اینجا سر زدید.
-- نگار ------------
بیا دستمالی بگیریم در باد
و حجم نفسهای دریا و گل را بسنجیم
بیا مثل ایهام سرشار باشیم
به پاس شقایق که پیراهنی ارغوانی به تن کرد
گلوگاه گل را ببوسیم
بیا مثل لبخند ، زیباترین حرفها را بگوییم
چه زیباست روزی
که دلشوره های گل سرخ پایان پذیرد
و مهتاب
با گامهایی طلایی
چراغی فرا راه یاران بگیرد.

نوشته های پیشین
بهمن 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
پیوندها
حرفهایی هم برای خودم. هم برای تو
  شب رویایی
  آپاتیه دیروز - آباده امروز
  صد سال تنهایی
  ترانه چین
  معلم
  کلبه کوچک قلبم
  چند قدم نزدیکتر به خدا
  وبلاگي در مورد رياضيات - دوست عزيزم ناهيد
  کوچولوها
  او بود و او نبود
  رازیانه --> حتما ببینید
  شهر خاموش
  نقطه سر خط
  ژورنالیست بی قلم
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


مفتخرم از اينكه چند دقيقه اي با من و افكارم هستي

*
*
*
*
*
*
*