![]() |
بیا دستمالی بگیریم در باد |
![]() |
| در نبنديم به روي سخن زنده ي تقدير كه از پشت چپرهاي صدا مي شنويم |
|
تسلیت
|
|
بنام او كه فكرم به منتهاي جمالش نمي رسد از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد، به بهانه فاجعه مرگ دلخراش عزيزان ليلاي مظلومم . دخترك نازك دلي كه خداوند بزرگترين غمها را و سخت ترين آزمون صبر و شكيبايي را فرا رويش نهاده است. باشد كه كلام قاصرم تسكيني هرچند ناچيز بر زخمهاي دل كوچك و پريشان اين دختر معصوم باشد. ليلاي نازنينم . يادته يه بار سر كلاس گفتم:« زندگي آموزگار سختگيريه : اول امتحان مي گيره و بعد درس ميده»؟! حالا تو سر جلسه بزرگترين امتحان زندگيت نشسته اي. حالا ديگه دستان كوچك و لرزانت مي تونه با آرامش بنويسه اسير تنهايي . و پر بيراه هم ننوشته . نه؟ حالا ديگه دستان پرمهر مادر ، لبخند تسلابخش و غرورآفرين پدر ، نگاه هاي معصومانه خواهر و جانماز معطر مادربزرگت نيست كه تو رو از تنهايي در بياره. تنهايي ، بي تكيه گاهي و غم قسمت تو در اين لحظات اندوه باره و بس . كوهي از غم بر شانه هاي نازكت نهاده شده. آنهم به يكباره و غير منتظره. مي دونم كه صدبار با خودت مي گي چرا من؟ چرا ميون همه آدماي دنيا اين بلا بايد سر من بياد؟ با خودت مي گي مگه پدر و مادر و خواهر و مادربزرگ من چه گناهي كرده بودن كه بايد اينطور ناغافل و بي مقدمه دست از اين دنيا بشورن و پر بكشن به آسمون؟. درسته ، اينها و هزاران سؤال بي جواب ديگه توي سر تك تك ما هم هست ولي ما چه مي دونيم كه خداوند چه سرنوشتي برامون تدارك ديده ؟ چه مي دونيم كه حكمت كارهاش چيه؟ فلسفه اينهمه بدبختي و رنجي كه بر بندگانش تحميل مي كنه چيه؟ ولي مي تونيم بر اساس ذهنيات خودمون يه تصوراتي داشته باشيم. مي تونيم به خودمون بباورونيم كه بزرگترين دوستمون خداست و هر چه از دوست مي رسد نيكوست. توي قرآن يه آيه هست كه به نظر من همين يه آيه براي اثبات معجزه بودن اون ، كفايت مي كنه. ترجمه آزادش اينه: چه بسيار چيزهايي كه شما دوست مي داريد و در واقع شر شما در آنهاست و چه بسيار چيزها كه از آنها بدتان مي آيد و در واقع خير شما در آن نهفته است. بايد بپذيريم كه كل چيزايي كه ما از فلسفه و حكمت عالم مي دونيم ،در مقابل همه اون چيزايي كه نمي دونيم ، مثل يه ذره است در برابر كل عالم هستي. به عبارتي ما هيچي نمي دونيم. خداوند بر اساس حكمتي كه خودش مي دونه و ما نمي دونيم ، جلوي چشمان بندگانش پرده اي انداخته كه نمي ذاره واقعيت هرچيزي رو ببينند. و اين وسط ما فقط مي تونيم يه كار بكنيم: بپذيريم كه اون بهترين وكيل ،بهترين دوست و دلسوزترين راهنماي زندگيمونه و خودمون رو دربست به اون بسپاريم. به عبارتي در مقابل قدرت بي انتهاي اون تسليم مطلق باشيم. بگيم خدايا هرچي خودت صلاح مي دوني برام پيش بيار. هرچي كه در نهايت خيرم در اون باشه. و ازش بخوايم در برابر انواع و اقسام آزمايشهايي كه در طول زندگي پيش رومون مي ذاره ، صبر و تحمل هم بهمون عنايت كنه و بينشي كه بتونيم درك كنيم و پذيرا باشيم. از خداي مهربون برايت صبر و شكيبايي آرزو مي كنم و ازت مي خوام مثل هميشه سعي كني نمونه باشي. اينبار نه نمونه در درس و اخلاق و رفتار ، بلكه نمونه اي در صبر جميل، صبري كه توأم با بينش و پذيرش باشه نه ناچاري. و دلم مي خواد آرزو كنم كه تو به جاي همه اونهايي كه دوستت داشتند و نتونستند توي اين دنيا باقي بمونن ، به جاي مامان و بابا و خواهر و مادربزرگت ، زندگي كني . اونم يه زندگي پربار ، سرشار از موفقيت و سربلندي و ايمان و اميد. دلم مي خواد ببينم كه تو به جاي مريم نوجوان هم به همه جا خواهي رسيد. و در اين ميان تنها كاري كه مي تونم برات انجام بدم اينه كه تا اونجايي كه از دستم برمياد در كنارت باشم و تنهات نذارم. اين نيايش زيبا رو هم برات مي نويسم و اميدوارم همونجور كه به دل من نشسته ، به دل تو هم بنشينه و بتوني فلسفه اش رو از لابلاي كلماتش درك كني . خدايا در زندگي هر گز از ياد نمي برم آمين يا رب العالمين |
|
2 نوشته شده در
شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:54 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام بر همگی . شعری که باعث شد من اسم وبلاگم رو از اون اقتباس کنم اینجا می نویسم چون به اندازه کافی گویای همه حرفهای دل من هست. متشکرم که به اینجا سر زدید.
-- نگار ------------ بیا دستمالی بگیریم در باد و حجم نفسهای دریا و گل را بسنجیم بیا مثل ایهام سرشار باشیم به پاس شقایق که پیراهنی ارغوانی به تن کرد گلوگاه گل را ببوسیم بیا مثل لبخند ، زیباترین حرفها را بگوییم چه زیباست روزی که دلشوره های گل سرخ پایان پذیرد و مهتاب با گامهایی طلایی چراغی فرا راه یاران بگیرد. |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 |
|
RSS
|